خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

خوب نیستم.

ای کاش می تونستم حرف بزنم ..سرم درد می کنه از حجم حرفای مونده.

آهای اهالی شما سوزن دارین

آرزومند

سال خوب ..سال خوب.. خوب

بالابلند عشوه گر

دارم یه مرحله گذار رو رد می کنم .. چند وفتی میشه که این حس رو دارم .. یه جور عوض شدن و پوست عوض کردن..به صورت غریزی دارم مقامت می کنم، ولی حس می کنم دیگه فایده نداره..به چیزایی چنگ می زنم که دستاویزم نیستن.. خیلی از ساعت هامو با درگیری های فکری این گذشتن ها می گذرونم، بدون اینکه کاری کنم..یه گوشه..و خسته و داغون از این کاری نکردن ها به شب می رسم..

حجم کارهای نکردم، داره سر به فلک میزنه.

Standing in the station..

نمی دونم چند وقته که اینجا نبودم .. بوی نا از همه جای این خونه میاد ..دلم برات تنگ شده بود .. از وقتی که نبودم اتفاقای زیادی افتاده.

راستش … راستش , مثل همیشه نشد .. مثل همه وقت های که یکی رو دوست دارم و یه مشکلی هست که نمی تونه باشه..یه چیزی میگم ولی نخند ولی حس می کنم این موضوع اتفاقی نیست .. اینکه اونایی رو که دوست دارم به شدت درگیر ماجراهای قبلی خودشونن…و به شدت  رابطه شروع میشه و به سختی و دل تنگی تموم.

احساس خنگی می کنم .. تکلیفم رو نمیدونم ..راستش تکلیفم رو با تو هم نمی دونم …. هرچند الان بهترم.. بی خیال.

هیچوقت…

 …هیچکس نفهمید یک آدم دلتنگ باید چی کار کنه…

My b Night

تا بیام بخوابم ساعت 3 شده؛ فردا ساعت 7:30 باید از خونه بزنم بیرون و این یعنی امشب هم حدود 4 ساعت می خوابم..

خیلی وقت بود فرصت نشده بود فیلم ببینم …. اخلاق بدی دارم ؛  شب و تنهایی جزو اصول فیلم دیدنم هستن..  مدت هاست که فیلم رو تو کوله ام اینور اونور میبردم شاید یه گوشه ای فرصت بشه تا بتونم مزه مزه اش کنم..از یه زمانی .. انگاری سال هاست ازش گذشته ..

و خب منم دلم یه کافه خواست یا سرما و سیگار .. یا حتی لب هایی آغشته به بلو بری پای .. وقتی یکی اون دورها هارمونیکا میزنه

می خوام بیشتر بیام و بنویسم.. حتی اگه بیشتر از یکی دو خط پا نداد

این وقت های دلم

 

امشب بعد از مدت ها شب زود اومدم خونه … فشار کار این 4-5 هفته بد جوری روم اثر گذاشته … رسما خسته ام

می دونی دارم فکر می کنم یه جای این قضیه می لنگه .. اینکه کسی نیست که بخوام خستگی ها و حرفامو باهاش تقسیم کنم … راستش بعضی وقت ها حتی نگران میشم ..

از اینکه نکنه هیچوقت کسی نباشه اونجوری که من می خوام … کسی نباشه که دلم براش بلرزه … کسی نباشه که شب ساعت 12 شب بهش زنگ بزنم و غر بزنم که من هنوز سر کارم .. ناله کنم و اون آرومم کنه … کسی که فکر کنم چی کار کنم و چی براش بخرم که براش غیر منتظره باشه و خوشحالش کنه و  .. کسی که برق چشماشو دوست داشته باشم و دلم بخواد سرمو ببرم لای موهاش و نفس عمیق بکشم …  کسی که بشینه جلوم دستشو بذارم روی زانوم تا سعی کنم براش لاک بزنم .. و وقتی خشک شد کف دستاشو ببوسم و بذارمش روی صورتم …

کسی که وقتی ازش ناراحتم صداشو بچه گونه می کنه و مظلوم نمایی می کنه  و من نمیتونم جلو خنده مو بگیرم

کسی که یه روز بدون اینکه بدونه کارو بپیچونم و بیام جلوی خونه منتظر شم بیاد بیرون تا برسونمش به مقصد و عاشق اون لبهاش بشم وقتی که از تعجب و خوشحالی می خنده…

کسی که اخم هاشو دوست داشته باشم و بهش بگم وقتی جدی و اخمو میشه صورتش قشنگترین صورت دنیاست و وقتی دعوام می کنه خم بشم  زیر گردنشو ببوسم  بهش بگم  از قصد کردم تا عصبانیتت رو ببینم ..

این روزا بیشتر از هر وقت دیگه ای دلم میخواد دلم برای کسی تنگ بشه

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.